تبلیغات شما تبلیغات شما

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 76
    کل نظرات : 0
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا : 2

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 18
    بازدید سال : 5,933
    بازدید کلی : 5,933

آرشیو

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن کتابسرا در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


 رمان انکار ⭐️

معرفی نامه رمان انکار:
گاهی برای پر کردن جای خالی جرات، انکار باید کرد.
رمان انکار، در وصف دست‌هایی‌ست که پشت پرده پنهان شده‌اند. درست زمانی که دنیای آشفته‌ی مهنا، نقابی زیبا به صورت زده و همه چیز آرام است، رنگین‌کمانی آسمان سرنوشتش را رنگین‌تر می‌کند. پای یک احساس لطیف در میان است. عشقی پاک و دست نخورده. اما کسی چه می‌داند. شاید این تنها تعبیری پوچ از یک احساس تقلبی و آرامشی سودا زده قبل از طوفان باشد. با پیدا شدن جاوید پرده تاریکی کنار می‌رود. عشق نوپای مهنا با وجود پنهان‌کاری‌ها و سکوتی ترس‌زده هنوز به بار ننشسته مانند نهالی تازه جان گرفته می‌شکند. یک اشتباه بر هم می‌زند پایه‌های اعتماد را! جایی که اعتماد نباشد، عشق نیست! گاهی حتی چشم‌ها به ما دروغ می‌گویند! با رو شدن بخشی از حقایق ردپای جاوید پررنگ‌تر از همیشه در سرنوشت مهنا رد می‌اندازد. ناشناسی که علتی بر معلول تمام معماهاست

 

دانلود رمان انکار

 

 

 

قسمتی از کتاب:

دانلود رمان انکار _ برای دقایقی خودم را و تمام افکار ضد نقیض و حتی جاوید را به دست موج‌ها و سیاهی شب می‌سپرم. چشمانم را می‌بندم و گوش می‌دهم. به صدای دریا، به عصبانیت موج‌ها به سکوتِ مرده‌ی شب… به سوتِ ممتدی که در گوش‌هایم نواختن گرفته است.
حضورش را پشت سرم حس می‌کنم اما نایی برای باز کردن لای پلک‌هایم ندارم. خسته‌ام… دوست دارم همین‌طور سرپا به خواب روم. یک خواب چند ساله!
– یه وقت‌ها برای حل مسائلی که قدرتمون بهشون نمی‌رسه، نباید دست و پا بزنیم. چون فقط خودمون فرسوده می‌شیم و هیچ نتیجه‌ای هم عایدمون نمیشه! مهنا اگر قدرتت نمی‌رسه به حل یک مسئله، سعی کن باهاش کنار بیای!
همزمان با باز کردن چشمانم به او که کنارم ایستاده و دستانش را از دو طرف بند جیب‌های بالای شلوارش کرده، نگاه می‌کنم.
– یعنی بشم عین تو؟
لبخند مرموزی می‌زند!

 

انتشار رایگان رمان در هر مکانی پیگرد قانونی دارد(از نظر اخلاقی نیز کار صحیحی نمی باشد)

  • 54 نفر
محبوب کن - فیس نما

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات شما تبلیغات شما

کدهای اختصاصی